دكتر عقيقى بخشايشي

594

چهارده نور پاك ( فارسي )

به جد خود محمد بن عمر مى رساند - براى من روايت كرده اند : پدرم عمر بن على بن ابى طالب براى دايى هاى من ( فرزندان عقيل ) نقل مى كرد كه چون برادرم حسين ( عليه السلام ) در مدينه از بيعت با يزيد امتناع ورزيد ، نزد او رفتم و ديدم كه تنهاست . گفتم : " جانم فداى تو . برادرت حسن ( عليه السلام ) نقل مى كرد " . . . و بى اختيار گريه‌ام گرفت و ناله‌ام بلند شد . حسين ( عليه السلام ) مرا نزد خود نشانيد و فرمود : " آيا برادرم به تو خبر داد كه من كشته مى شوم ؟ " گفتم : " خدا نياورد آن روز را ، اى پسر پيغمبر ! " گفت : " تو را به حق پدرت قسم مى دهم ، آيا همين خبر را به تو گفت ؟ " گفتم : " آرى ، برادر جان ! چرا با يزيد دست بيعت ندادى تا محفوظ بمانى ؟ " فرمود : " پدرم به من خبر داد كه رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) از شهادت من و او خبر داده و فرموده است كه قبر من نزديك قبر پدرم خواهد بود . آيا گمان مى كنى تو چيزهايى را مى دانى كه من از آن بىاطلاعم ؟ به خدا قسم هرگز ذلت و خوارى را به تن نخواهم خريد . مادرم فاطمه ( س ) ، پدرش رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را در حالتى ملاقات مىكند كه از ظلمها و ستمهاى امت نسبت به ذريهء خود شكايت خواهد نمود و هيچ يك از آنان كه ذريهء او را آزرده باشد ، داخل بهشت نخواهد شد " . مؤلف مى گويد : شايد بعضى از كوته‌نظران كه نمى دانند شهادت چه سعادت بزرگى است ، گمان مى كنند كه خداى متعال چنين حالى را كه شخص خود را به خطر اندازد دوست ندارد ! آيا اين اشخاص كوته‌فكر در قرآن مجيد نخوانده اند كه خداوند به گروهى فرمان مىدهد كه خويش را بكشند ، در آنجا كه مى فرمايد : * ( فتوبوا الى بارئكم فاقتلو انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم ) * يعنى : توبه و بازگشت كنيد به سوى خداى خويش و خود را بكشيد زيرا اين عمل نزد خداوند براى شما نيكوتر و بهتر است . شايد اين گونه كسان گمان مى كنند كه آيهء شريفهء : * ( ولا تلقوا بأيديكم الى التهلكة ) * - يعنى : خود را با دست خود به هلاكت نيفكنيد - اشاره به شهادت و كشته شدن در راه حق است ، در صورتى كه اين اشتباه است و شهادت ، بزرگترين سعادت براى انسان است .